بیست و یک
نزدیکهای روز تولد همیشه با یک حالت ناراحتی و یاس همراهه، اما روز تولد بیست سالگیم سطح توقعم رو از روزهای تولد به حدی پایین آورد که امسال اصلا از این روز ناراحت نشم.
انتظارش رو هم داشتم که بعد از درگاه بیست سالگی، تا بیست و پنج سالگی توی سراشیبی بیفتم و خیلی برام مورد توجه نباشه. همونقدر که انتظاری نبود، توقعی هم نبود. اومد و رفت. فرقش با روزهای عادی این بود که دو روز قبلش و دو روز بعدش کمی ذهن درگیر میشه. همین!
درسته که سالهای پیش شهودی رو از وقایع روزهای تولد به من داد و انتظار و میانگین فرضم رو به شدت کاهش داد، اما از روزی که بهش my day میگن انتظار همچین حاکم کوتی رو نداشتم.
پن. امروز با تمام وجود اثر پروانهای رو هم درک کردم.
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 23:56 توسط
|