سارا کرو یا الیور تویست؟
از اولین روزهای بعد از انتخابات به این فکر میکردم که اگر چنین و چنان شود، همه از لحاظ سیاسی یتیم میشوند. امروز مدام در این فکرم که نکند از لجاظ سیاسی، بچهی سرراهی شوند. جمعه همه را توی کوچه، زیر پل، یا توی جوی آب رها کند و برود. رها کنند و بروند.
هر چند خیلی به این حرکت احساس تعلق ندارم، احساس نمیکنم که برایش کاری انجام دادهام. و گاه در کلیات و گاهگاه در جزییات با این روند همسو نبودم، اما تصور اینکه سرراهی شویم، حتا شوند، کشنده است. تصور دلمردگی و ناامیدی پس از آن هولناکتر از همهی اتفاقهایی است که تابهحال اتفاق افتاده. فارغ از هدف و صحت و سقم آن، رخوت بعد از ناامیدی دردناک است.
پن. دلم هوای غزل کرده است هوای زمزمه در یک اتاق در بسته
بعدا نوشت: خدا رو شکر. بهتر از انتظار من بود. به نتیجهی سیاسیش هیچ کار ندارم فعلا.