باقیمانده‌ی حرف‌های سال پیشه. توی خونه تکونی دیرهنگام یک سریش رو پیدا کردم. چندتایی پست‌هایی بودند که به این روز افتادند، و چندتایی هم باید همین‌جا می‌بودند.

  1. یادت خیلی موثرتر از یه سرعت‌گیره برای من. نه فقط تو جاده، همیشه.
  2. آلبالو آلبالوست کافیه دوستش داشته باشی. دیگه فرق نمی‌کنه چه کس دیگه‌ای هم دوستش داشته باشه. هرچقدر هم که عامه‌پسند شه، آلبالو که خز نمی‌شه.
  3. مدتیه چیزهایی از زندگیم رو می‌زنم. فقط برای ادامه‌ش. برای زنده موندن.
  4. شاید توهم باشه، حس می‌کنم همه، مخصوصا مسئولان تلاششون رو می‌کنند که از شریف جز نامی باقی نمونه.
  5. چیزهایی هست که بدون تعریف شدن می‌پذیریم. مثل نقطه. مثل  تفاوت اعتماد به نفس و خودشیفتگی.
  6. همه چیز بسته به اینه که :): رو چه‌جوری ببینی. اگر بتونم شلم‌گرد رو ترجیح می‌دم.
  7. لزوما اثر افرادی که بخش بزرگی رو تو زندگی‌ت پر نکردند به اندازه‌ی سهمشون کم نیست. مثال‌هاش بیش از اونه که بشه بهش گفت مثال «نقض»
  8. روند اتفاق‌هایی که داره میفته، به تدریج مقاومت روحی من رو برای تغییر کم می‌کنه. سیستم تازه‌ای برای روح استاتیک و محافظه‌کار من.
  9. تاثیرهای بزرگ رو آدم‌های بزرگ توی زندگی نمی‌ذارن.
  10. گاه یک کوه به یک کاه بهم می‌ریزد
  11. چیزهای عجیب پشت سر هم اتفاق نمی‌افتن، جمع می‌شن و سیلشون آدم رو با خودش می‌بره.