دلم برای دیدن لاستیک‌های یخ‌شکن و شنیدن صداش روی برف تنگ شده. برای اتوبانی پر از برف که هیچ‌کس رغبتی برای رانندگی توش نداره جز من. برای بوت همیشه گِلی‌م، دستکش و لباس گرم. برای لحظه‌هایی که سوز سرما آتیشت می‌زنه و نمی‌دونی دست‌هات از سرما می‌سوزه یا گرما. دلم برای زمستان تنگ شده.