پیش درآمد:

شیوه‌های خطی و غیرخطی برون‌یابی و پیش‌بینی رفتار در معادلات انسانی به اندازه‌ی سنگی که به سگی بزنی ارزش نداره!*

 

 

 

وقتی همیشه قیاس به نفس می‌کنی، یا با استقرا از رفتارهای گذشته‌ی خودت و دیگران شرایطی رو پیش‌بینی می‌کنی و حتی تاثیر و تأثر اون رو هم در میاری، نرم‌نرمک قدرت پیش‌بینی رو از دست می‌دی و حتی از خودت هم رودست می‌خوری.

***

استقرا زدم.

وقتی با دوستان دبیرستانی بیرون می‌رم و خیلی وقت‌ها خوش نمی‌گذره، وقتی با دوستان خوابگاهی پیش میاد که حتی برای محل تفریح هم به سختی به تفاهم برسیم، وقتی کارهایی که دقیق برنامه‌ریزی شده به راحتی به هم می‌ریزه... بنا به استقرا، قراری که با چند نفر ناشناس می‌ذاری -بدون هماهنگی و روی هوا- تکلیفش مشخصه.

 

استدلال کردم.

افراد زیادی بودند که از نزدیک هم رو می‌شناختیم. اما خیلی طول کشید تا به هم عادت کنیم. با هم گرم بگیریم و از کنارهم بودن لذت ببریم. زیاد پیش اومده با کسایی که از نزدیک هم‌دیگه رو می‌شناختیم قرار بذارم و روز، و حتی هفته‌م خراب شه.

وقتی با گروهی می‌ری بیرون که اونها رو ندیدی، صداشون رو نشنیدی و گاهی اسم (و حتی جنسیتشون) رو نمی‌دونی، فقط خوندیشون؛ طبق قضیه‌ی ساندویچ نمی‌شه گرم گرفت. همه‌چیز سرد خواهد بود. و به راحتی بین یک هفته تا یک ماهت خراب می‌شه. روز که جای خودش رو داره!

 

برون‌یابی کردم

با توجه به جمیع جوانب، این روند به قهقرا میل می‌کنه و همه‌چیز برای یک روز بد مهیاست

.

.

.

مهم‌ترین و بهترین قسمتش این بود که به هیچ‌کدوم از این نتیجه‌گیری‌ها توجه نکردم. و نتیجه‌اش یک روز عالی بود، آشنایی با آدم‌های بسیار دوست‌داشتنی و خیلی چیزهای دیگه. که یکی‌ش تغییر دیدگاه بود.

 

جای تمام دوستانی که دعوت شدند و نیومدند، چه اون‌هایی که کار داشتند، چه اون‌هایی که بنا به منطق نیومدند، و چه اون‌هایی که ناز کردند و نیومدند خالی. به اندازه‌ی همه‌ی شما شاد شدم و حاضرم شادی‌هام رو قسمت کنم!

 

 

 

پ‌ن. ممنون از دکتر متفاوت و گرم و گیرا، ایده‌پرداز دوست‌داشتنی و دوست خوبش.

پ‌ن2. واشگفتا! دنیا چقدر کوچیکه. حتی بین کسانی که مطمئنی نمی‌شناسیشون ممکنه کسی رو قبلا دیده باشی.

پ‌ن3. وقتی همه‌چیز در حالت بهینه‌ی خودش بوده، همیشه ترسی هست. اما قرار نیست به خرافات اهمیت بدم.

پ‌ن4. یک عذرخواهی هم به دوستی بدهکارم.

 

* کمال هم‌نشین در من هم اثر می‌کنه حتی!