امروز دوستی داشت می­گفت منطقه­ی ما بد موقع برق می­ره؛ اکثرا سر ظهر. (من می­شنیدم)

-         ولی منطقه­ی ما نسبت به خیلی جاها کم برق می­ره. روزی سه ساعت. روزهای تعطیل هم نمی­ره. (من نگاه می­کردم)

می­دونستم که مساله­ای به نام قطع برق هم هست. اما فکر می­کردم گاه­گاه و نامنظمه.

-     مگه نمی­دونی؟ چارت داره! زمان­بندی داره! تو اینترنت هم هست*. (همزمان هم شاد بودم هم تو فکر. از اون حالت­هایی که توش خودت رو می­سوزونه، بیرونش مردم رو)

وای خدایا! چرا جدیدا نمی­دونم چِمه و چه حسی دارم؟

برای پیدا کردن درک شهودی از هر چیز شاید تنها ابزار قیاس به نفس باشه. ولی باگ این روش همینه که خیلی چیزها رو نمی­فهمی. مثلا نمی­دونی قطع برق برنامه­ریزی شده داریم. یا نسخه­ی هواپیما می­پیچیم**. یا وقتی از خیابون بهشت می­ریم سعدآباد، می­گیم قدرت خرید مردم بهتر شده.

 

پ ن. با این­که در مصرف برق صرفه­جویی می­کنیم، یه کم عذاب وجدان گرفتم؛ به خاطر این­که اصلا نمی­دونستم هم­چین چیزی هست. یه کم فقط!

پ ن2. چه خوب می­شد می­تونستیم گاهی با یه ویندوز دیگه بالا بیایم. یه جور دیگه ببینیم. بیتاً و بایتاً

پ ن3. قطع برق تو خونه­ی شما هم هست؟ هنوز کامل به عین­الیقین نرسیدم.

...........................................

* مدتیه برهانیه برای اثبات صحت ادعا!

** 4 سال پیش تلویزیون با مردمی که چند روز قبل از دربی اومده بودند تهران مصاحبه می­کرد. (اون روزها هنوز فوتبال می­دیدم) درباره­ی مشکلاتشون. یکی می­گفت که با چه سختی دو روز از زاهدان با اتوبوس تو راه بوده و کنار ورزشگاه خوابیده و حالا هم بلیت گیرش نیومده، بازار سیاه هم که خیلی گرونه... توی بحث کارشناسی مدرسه از عشق مردم به فوتبال حرف می­زدیم. من هم این جریان رو گفتم که اون مرد دو روز تو راه بوده و از این حرف­ها. دوستم گفت خوب با هواپیما می­اومد!

*** اصلا قصد سیاسی نداشتم. فقط بعضی حرف­ها کفرم رو در می­آره. عین حقیقت.